Open tab links in browser window instead.
دانلود ها برای استفاده ازدانلود ها باید از برنامه ی فلش پلیر استفاده کنید
دانلودداستان حضرت ابراهیم
دانلود داستان حضرت ابراهیم و اسماعیل(ع)
دانلود داستان قربانی شدن حضرت اسماعیل
دانلود داستان بازسازی کعبه توسط حضرت ابراهیم و اسماعیل
دانلود داستان اصحاب کهف
دانلود داستان ابراهیم بت شکن
دانلود داستان غروب کنندگان
ابراهیم خلیل الله
اعضای وبلاگ

  به نام خدا

وبلاگی برای گروه خلیل الله در مورد حضرت

ابراهیم (فیلم+خود شخص)

که به طراحی:امیر ارسلان پناهی


 و به کمک اعضای دیگر گروه:

(ایمان اکبری+هورمزد رضایی) 

¤ نوشته شده در ساعت 06:40 توسط ارسلان | ارسال نظر - پيام هاي ديگران (5)

ابراهیم خلیل الله

سال ها پیش در جنوب بین النهرین حکومتی به نام بابل به وجود آمد.در آن زمان پادشاهی به نام نمرود در آن سرزمین حکومت می کرد.مردم بابل خدای یکتا و بزرگ را نمی شناختند و مشغول پرستش بت های سنگی بودند.تا این که حضرت ابراهیم (ع) به دنیا آمد پس از مرگ پدر و مادرش،سرپرستی حضرت ابراهیم (ع) را عمویش ، آذر بت تراش بر عهده گرفت.او که خود مردی بت ساز بود از کودکی ساختن و پرستش بت ها را به آن حضرت آموزش می داد و این برای حضرت ابراهیم سوال بزرگی بود که چگونه می توان بتی را پرستش کرد که ساخته ی دست انسان است.حضرت ابراهیم (ع) که به خدای یکتا اعتقاد داشت روزی که مشغول ذکر گفتن در دشتی بود ، حضرت جبرائیل بر او نازل شد و ایشان به پیامبری برگزیده شدند.چندی بعد در شبی که اهالی شهر برای انجام مراسمی به خارج از شهر رفته بودند،حضرت ابراهیم (ع) به بهانه ی بیماری در شهر ماند و به امر خدا وارد بت خانه شد و همه ی بت ها را در هم شکست و تبری را که با خود داشت بر دوش بت بزرگ گذاشت سپس خارج شداز آن جایی که خدمتکار بتکده ایشان را دیده بود،شکستن بت ها را به هارپاگ – وزیر نمرود – گزارش داد  و به این ترتیب ابراهیم (ع) را نزد نمرود بردند.علت شکستن بت ها و اهانت به خدایان را سوال کردند.ایشان فرمودند: که کار بت بزرگ است؛نمرود در جواب گفت: بت ها قادر به حرکت نیستند و توانایی انجام کاری را ندارند. در این جا بود که حضرت ابراهیم (ع) گفتند: چگونه خدایانی رامی پرستید که قادر به انجام هیچ کاری نیستند. نمرود که از این پاسخ عصبانی شده بود دستور داد تا آن حضرت را به درون آتشی به بلندی افلاک در میدان شهر بیندازند،تا درسی برای عبرت دیگران باشد.

در آن شب در میان انبوه مردم حضرت ابراهیم (ع) را توسط منجنیقی در آتش انداختند ولی به اذن خداوند آتش بر وی سرد شد و هیزم ها به گلستان تبدیل شدند. او بانگ برآورد: خداوند بزرگ و بکتا خالق دنیا و مخلوقات می باشد،نه می زاید و نه زاده ی کسی است او بی نیاز و یکتاست و همتا و مانندی ندارد و اوست که جان می بخشد و جان می ستاند ...

به دستور نمرود ابراهیم را به زندان می آورند و در آن جا دو زندانی محکوم به مرگ را نمرود یکی را کشت و دیگری را آزاد کرد و گفت: من هستم که می توانم جان دهم و جان بستانم و فردا هم با خدای تو خواهم جنگید.

فردای آن روز نمرود به بالای برج بابل رفت و اظهار قدرتمندی کردو آماده ی جنگ شد، تیری در کمان گذاشت و رها کرد.همه جا در سکوت بود که ناگهان مگسی از سوراخ بینی وی وارد مغز او شد و به دستور خدا زنده ماند و شروع به خوردن مغز نمرود کرد. کمی بعد، نمرود که خود را خدای بزرگ بابل می دانست از شدت درد جان به جان آفریت تسلیم کرد.

پس از گذشت سال ها از ازدواج حضرت ابراهیم (ع) با ساره چون بچه دار نشدند حضرت ابراهیم (ع) به اصرار ساره با حاجر که کنیزشان بود ازدواج کرد و از وی صاحب فرزند پسری به نام اسماعیل شد. ساره از حسادت به علاقه ی بیشتر ابراهیم (ع) به حاجر ، حاجر  فرزندش را از خانه بیرون کرد.از طرف خداوند وحی بر حضرت ابراهیم (ع) نازل شد که آن ها را به منطقه ی بیابانی ای بین دو کوه صفا و مروه برده و رها سازد و آن حضرت نیز این کار را کرد. پس از تمام شدن ذخیره ی آب حاجر، اسماعیل که از تشنگی بی قراری می کرد؛مادر به دنبال آب بر قله ی دو کوه صفا و مروه سراب آب می دید و برای آوردن آب هفت مرتبه مسافت بین دو کوه را طی کرد. در آن لحظه به اذن خدا توانا و مهربان از ضربه ی پای اسماعیل (ع) بر زمین چشمه ای جوشید و خروشان شد.

سال ها گذشت تا این که روزی حضرت ابراهیم (ع) به فرمان خداوند جهت قربانی کردن فرزندش اسماعیل (ع) راهی آن جا شد. با دیدن فرزندش که اینک جوانی زیبا و برومند شده بود، ابتدا او را نشناخت. از این که باید او را قربانی می کرد بسیار غمگین شد ولی چون امر خداوند لازم الاجرا بود و به بزرگی و مهربانی خداوند ایمان داشت لذا این امر را با اسماعیل (ع) در میان گذاشت. اسماعیل (ع) هم که به خداوند یکتا ایمان داشت فرمان خدا را پذیرفت و به همراه پدرش راهی قربانگاه شد. در بین راه شیطان برای منحرف کردن حضرت ابراهیم (ع) بار ها ظاهر شد و هر بار آن حضرت سنگی به طرف شیطان پرتاب می نمود تا این که به محل مورد نظر رسیدند. حضرت ابراهیم (ع) چاقو را بر گردن اسماعیل (ع) نهاد ولی چاقو نبرید. ناگهان حضرت جبرائیل (ع) خوانده شد و فرمود: ابراهیم، تو از امتحان خداوند سربلند بیرون آمدی و اینک این گوسفند را به جای فرزندت، در راه خدا قربانی کن.

چند سال بعد حضرت ابراهیم (ع) از جانب خداوند مامور بازسازی کهبه- خانه ی خدا –شد و این کار را به کمک فرزندش اسماعیل (ع) انجام داد

¤ نوشته شده در ساعت 01:37 توسط ارسلان | ارسال نظر - پيام هاي ديگران (11)

پرسش و پاسخ

سوال: چرا نام نمرود در قرآن بکار نرفته ولی نام فرعون بارها بکار رفته است؟

پاسخ: نمرود مربوط به دوران حضرت ابراهيم است و فرعون مورد نظر قرآن مربوط به دوران حضرت موسی است. حضرت ابراهیم در درگیری خود با نمرود پیروانی نداشته است و مسئله وی با نمرود خیلی مختصر و گذرا بوده است. ولی حضرت موسی پيروانی داشته و دارد که یهودی نامیده می شوند و صورت مسئله های تاریخ بوده اند و هستند. و داستان موسی و فرعون از روزی که موسی به عنوان پیامبر به دربار فرعون رفته تا غرق شدن فرعون بیش از بیست سال طول کشیده بوده که در این سالیان خیلی مسائل با هم داشته اند که قرآن برخی را مطرح کرده است و مسائل آموزشی زیادی در بر دارند، ولی داستان نمرود و حضرت ابراهیم اینطوری نبوده است. شاید به این خاطر نام نمرود در قرآن نیامده است. و شاید هم به این خاطر که "نمرود" نام شخصی است ولی "فرعون" لقب است.

پرسش: در آیه 142 سوره نساء «خـدعـه» نمودن خداوند مطرح شده است. لطفاً آیه را ترجمه کنید.

پاسخ: « خـدعه» یعنی: وانمود کردنِِ قبول داشتن چیزی یا کسی ولی چیزِ دیگری را برای وی در نظر داشتن.

« إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا كُسَالَى يُرَاءُونَ النَّاسَ وَلَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلاً: میانه بازان وانمود می کنند که خدا را قبول دارند ولی چیز دیگری را برای وی در نظر دارند، در حالیکه خدا نیز وانمود می کند که آنها را قبول دارد (یعنی فعلاً با آنها کاری ندارد و از مسلمانان می خواهد که هر کسی گفت من مسلمانم از وی بپذیرند) ولی چیز دیگری را برای آنها در نظر دارد (یعنی جهنم). وقتی برای نماز بلند می شوند بی حال بلند می شوند، که اینکار نیز  برای خود نمائی به مردم می کنند، و خیلی کم خدا را در نماز خود مطرح می کنند».

پرسش: آیا از نظر قرآن عمر انسان از پیش تعیین شده است؟

پاسخ: در قرآن گفته نشده است که عمر انسان از پیش تعیین شده است. آیاتی نیز در قرآن هست که بیانگر این هستند که عمر انسان از پیش تعیین نشده است. مثلاً قرآن در آیه 31 سوره اسری می گوید: « وَلا تـَقـْـتـُلـُوا أَوْلادَكـُمْ خـَشْـيَـةَ إِمْـلاقٍ...: و فرزندان خود را بخاطر بیم از تنگدستی نکشید». معنی آیه اینست که بچه ای که بخاطر تنگدستی کشته می شود خداوند آن زمان را بعنوان زمانِ مرگ وی تعیین نکرده بوده است و هنوز برای زندگی کردن وقت داشته است.

یا مثلاً در آیه 111 سوره توبه می خوانیم: « إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ ...: خداوند زندگی و مال مؤمنین را می خرد که بهشت را به آنها بدهد». معنی این آیه اینست که وقتی کسی در راه خدا کشته می شود، زمانی که کشته می شود زمان پایان عمر وی نبوده است بلکه برای زندگی کردن هنوز وقت داشته، خداوند آنرا (یعنی بقیه عمر وی را) خریده که در مقابل بهشت را به وی بدهد.

و اینکه ما برای دیگران آرزوی طول عمر می کنیم نیز بخاطر اینست که عمر از پیش تعیین نشده است.

پرسش: چرا یک عده باید در ناز و نعمت باشند و من بخاطر ترس (گناه شمردن) باید خودم را همیشه محروم کنم؟

پاسخ: چیزهائی که قرآن تحریم نموده مسائلی از قبیل: کشتن مردم، دزدیدن مال مردم، ستم به مردم، غیبت مردم، ... و چند مورد انگشت شمار از مسائلی که علم عصر ما نیز آنرا خوب نمی داند از قبیل: مشروب، آمیزش جنسی افسار گسیخته، خوردن خون، گوشت خوک،...

غیر از این چیزهائی که علم نیز مفید بودن آنها را تأیید نمی کند قرآن چیزی را تحریم نکرده است. قرآن نگفته انسان نباید لذت ببرد، نباید خوشی بکند، نباید تفریح بکند، نباید موسیقی بنوازد، نباید به موسیقی گوش بدهد، نباید برقصد، نباید ازدواج کند، نباید از هزاران هزار نوع غذاهای خوشمزه ای که در جهان هست چیزی بخورد، نباید به هیچکدام از هزاران هزار نوع تفریحاتی که در جهان هست بپردازد.

و خدا البته کسی را با شمشیر نیز بالای سر کسی قرار نداده که تحریمهای قرآن را مو بمو اجرا کند. بلکه دین را برای کسانیکه می خواهند رستگار شوند پیشنهاد داده است.

پرسش: ما در نماز خود می گوئیم: " قل هو الله احد" یعنی: بگو خدا یکی است. ما به چه کسی می گوئیم که بگوید خدا یکی است؟ و آیا خدا خود نمی داند که یکی است؟

پاسخ: این مسئله به زبان و ادبیات و فرهنگ سخن گفتن مربوط می شود. وقتی ما کار نادرستی انجام میدهیم و عصبی می شویم می گوئیم: «آخه چرا اینکار را کردی» یا « آخه بگو چرا اینکار را کردی» یا « آخه بگو مگه مرض داشتی که این کار را کردی»! این جملات را ما به خودمان می گوئیم و معنی آن اینست که: ما نمی بایست اینکار را می کردیم. (نه اینکه از کسی می خواهیم که بگوید: چرا اینکار را کرده است، و یا برود از کس دیگری بپرسد که او چرا اینکار را کرده بوده).

یا مثلاً ما می شنویم که کسی به کسی می گوید: آغا باز هم تشریف بیاورند! یعنی: تو باز هم اینجا بیا. فرق این دو گفته در این است که اولی: مخاطب خود را گرامی و ارجمند و بزرگوار میدارد ولی دومی این چیزها را ندارد.

در زبان عربی در زمینه های گوناگون یکسری ریزه کاریهائی وجود دارد. مثلاً در زمینه "ارج گذاشتن و گرامی داشتن و اهمیت دادن" از جمله: «شأن بمعنی: مرتبه و جایگاه» و «تعظیم بمعنی: بزرگ داشتن» و «تفخیم بمعنی: شکوه دادن» وجود دارد.

مثلاً در آغاز سوره بقره می خوانیم: « ذالکَ الکتاب» یعنی « آن کتاب». آن کتاب یعنی کدام کتاب؟ یعنی همین کتابی که جلو ماست و قرآن نام دارد و داریم آنرا می خوانیم. چرا نمی گوید "این کتاب"؟ اگر بگوید "این کتاب" در اینصورت قرآن هم از نظر گوینده کتابی است مانند هر کتاب دیگری. ولی وقتی می گوید "آن کتاب" در آنصورت گوینده، قرآن را بزرگ می کند و ارج می گذارد و اهمیت میدهد.

جمله « قل هو الله احد» بمعنی: « بگو خدا یکتا است» نیز در ظاهر بمعنی «بگو خدا یکتا است» می باشد ولی در معنی یعنی: "من میگویم خدا یکتا است". یعنی: ایمان و عقیده و دیدگاه من اینست. (نه اینکه به کسی می گویم که او بگوید: "خدا یکی است").

اگر بجای «قل هو الله احد» بگوئیم: «الله احد: خدا یکتا است» از نظر معنی یکی است ولی از وزن ادبی و فرهنگی و شکوه و ارج گذاری مانند جمله پیشین نیست. فرق آنها مانند «آقـا باز هم تشریف بیاورند» و «تو باز هم بیا» است.

اما اینکه آیا خدا خود میداند که خودش یکی است یا نه، روشن است که وی این را میداند، چنانکه وقتی شاگردی به آموزگاری  پاسخی می دهد خودِ آموزگار آنرا می داند، ولی شاگرد میخواهد که میزان دانائی و فهم و شایستگی خود را نشان بدهد. یا مثلاً وقتی در جهان سیاست کسی کاری را محکوم می کند، دیگران که می دانند آن کار محکوم است ولی او موضع خودش را اعلام میکند. وقتی ما میگوئیم "خدا یکتا است" ما ایمان و دیدگاه خودمان را ابراز می کنیم، و با آن می گوئیم: خدای خورشید، خدای ماه، خدای زیبائی، خدای جویبار، خدای جدید قانون خود ذاتی الکترون، خدای جدید قانون خود ذاتی پروتون، خدای تصادفی درست شدن هستی و خدایان دیگری وجود ندارد. هر چه هست همه یک چیز است و از یک جا می آید و آن فقط یک خداست.

پرسش: کدام سوره از قرآن همه آیات آن واژه الله دارد؟

پاسخ: سوره مجادله همه آیات آن واژه الله دارد  و  سوره اخلاص همه آیات آن در رابطه با خداوند است، و سوره نصر  دو آیه آن واژه الله دارد و یک آیه آن واژه رب.

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

 قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1) اللَّهُ الصَّمَدُ (2) لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ (3) وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ (4)

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ (1) وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا (2) فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا (3)

پرسش: اگر انسان در نماز شک کند که مثلاً قنوت یا رکعتی را نخوانده چه باید بکند؟


پاسخ: در این رابطه چیزی در قرآن مطرح نشده است. در قرآن پیوسته از اقامه صلاة (اقامه نماز) صحبت می شود. اقامه چیزی بمعنی "بکار گرفتن و انجام دادن آن همانگونه که هست و برای آنچه که هست" می باشد. مثلاً نوشتن با قلم اقامه آنست. و اقامه نماز بمعنی "بپا داشتن نماز آنگونه که هست و برای آنچه هست" می باشد. در چنین شرایطی شک نمودن در خواندن یا نخواندن بخشی از نماز پیش نمی آید. (و قنوت البته در اصل جزء نماز نیست). 

 

  

¤ نوشته شده در ساعت 02:44 توسط ارسلان | ارسال نظر - پيام هاي ديگران (2)

حضرت ابراهیم علیه السلام پسر تارخ از نوادگان حضرت نوح علیه السلام و از پیامبران بزرگ الهی است. پیامبران هر سه دین توحیدی جهان، یعنی اسلام، مسیحیت و یهودیت، از فرزندان ابراهیم به شمار می‌آیند.
ابراهیم بر طبق روایات، 3000 سال پس از آفرینش
آدم یا 1263 سال پس از نوح، به دنیا آمد. محققان، سرزمین بابل یا شوش یا حران را زادگاه ابراهیم می‌دانند.

img/daneshnameh_up/8/83/Makeh80.jpg

نمرود، پادشاه زمان حضرت ابراهیم، بر اساس پیشگویی کاهنان و ستاره شناسان که از به دنیا آمدن کودکی که تاج و تخت او را در هم می‌کوبد خبر داده بودند، دستور داده بود از زنان باردار مراقبت بسیار به عمل آید. از این رو مادر حضرت ابراهیم، امیله، به هنگام درد زایمان رو به صحرا نهاد و فرزند خود، ابراهیم، را در غاری در بالای کوهی به دنیا آورد و تا سال‌ها او را در همان مکان مخفی نگه داشت.
ابرهیم که در استدلال و سخنوری از استعداد خوبی برخوردار بود به فرمان خدا دعوت به توحید را از عموی خویش
آزر شروع کرد، در مرحله بعد به میان قوم خود رفت و پس از گذر از مرحله سخنرانی و مرز استدلال، برای درهم شکستن باورهای بی‌پایه‌ی بت‌پرستان، با تبر، بت‌های بتکده بت‌پرستان را درهم شکست. او با این کار، مورد خشم نمرود و مردم قرار گرفت و به فرمان نمرود در آتش افکنده شد ولی خدا خطاب به آتش فرمان داد:«یا نار کونی برداً و سلاماً علی ابراهیم»(ای‌آتش! بر ابرهیم سرد و آرام باش.) و ابراهیم بدون آنکه از آتش گزندی ببیند، از میان آن بیرون آمد.
ابراهیم، به دستور نمرود، از سرزمین خود رانده شد و همراه همسرش،
ساره، به مصر رفت و به دعوت توحیدی خود ادامه داد. پس از ازدواج با همسر دوم خود، هاجر مصری، به شام رفت، آنگاه برای دلجویی از ساره، هاجر و فرزندش، اسماعیل، را به مکه برد و خود به شام برگشت.
او از سوی خدا «خلیل الله»(دوست خدا) لقب یافت. در آستانه پیری به اتفاق فرزندش، اسماعیل، مأمور تعمیر و آبادانی
خانه خدا شد و آنگاه به دنبال خوابی که دیده بود، اسماعیل را جهت ذبح به قربانگاه برد و از آزمایش الهی سربلند بیرون آمد.
حضرت ابراهیم فرزندی هم از ساره داشت به نام
اسحاق که پیامبران بنی اسرائیل از نسل اویند.

مدت زندگانی حضرت ابراهیم را از 175 تا 200 سال نوشته اند.
وی در مزرعه اش به نام «حبرون» مدفون است که امروزه آن را شهر
الخلیل می‌نامند.

منابع :
اعلام قرآن، خزائلی،‌ دایره المعارف تشیع ج 1، تفسیر نمونه ج 10 ص 397، قصص الانبیاء، تاریخ یعقوبی، ج 1 ص 24، مروج الذهب ج 1 ص 56
¤ نوشته شده در ساعت 02:26 توسط ارسلان | ارسال نظر - پيام هاي ديگران (0)

قرآن

قرآن های قدیمی

نـسـخـه اى اسـت كهن از قرآن مجيد از سوره هود تا پايان كهف به خط كوفى متحول با اعراب و اعـجام نقطه اى به مركب الوان , بر روى پوست , منسوب به امير مؤمنان امام على ـ عليه السلام ـ با رقم ((كتيبه على بن ابى طالب )) 60 برگ 15 سطرى , به قطع بياض . صفحه دوم و سوم داراى تذهيب قلمكار, اسامى سور به زر محرر, فواصل آيات دايره هاى زرين كه بر كلماتى چون مائه , مائه و عشر, مائه و عشرون اشتمال دارد. دو صفحه پايان داراى حاشيه پهن منقش به گرهبندى , با وقفنامه شاه عباس اول , به خط شيخ بهائى در تاريخ 1008 ه ق . جلد: چرمى دو روى و نوساز.

صفحه اى از قرآن بى نقطه بخط كوفى مايل از قرن دوم هجرى كه فواصل آيات بشكل دائره ايست كه پيرامون آن نقطه هائى رسم شده است .اين قرآن در موزه بر يتانياى لندن است .

صفحه اى از قرآن بى نقطه, با خط كوفى از قرن دوم هجرى , موجود در ((دارالفن الاسلامى )) قاهره = خانه هنر در قاهره

بخشى از سوره نور از قرآنى است كه بر روى پوست با خط عربى كهن و ابتدائى شبيه به خط كوفى و بصورت عمودى و كمى مايل در پايان سده 2 ه' ق = 8 م احتمالاً در مكه با مدينه تحرير يافته است . اين قرآن يكى از دو قديمترين نسخه هاى قرآنى است كه هيچگونه علائم و نشانه هاى اعراب و نقطه در آن بچشم نمى خورد.

 

¤ نوشته شده در ساعت 03:10 توسط ارسلان | ارسال نظر - پيام هاي ديگران (0)

¤ نوشته شده در ساعت 02:50 توسط ارسلان | ارسال نظر - پيام هاي ديگران (1)

دو انتقاد كارشناسانه دينی به فيلم «ابراهيم خليل‌الله(ع)» و پاسخ كارگردان

گروه هنر: با پخش فيلم ابراهيم «خليل‌الله»(ع) از شبكه دو سيما، انتقاداتی از سوی كارشناسان دينی درباره اين فيلم با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) مطرح شد كه در گزارشی اين انتقادها همراه با توضيحات كارگردان ارائه شده‌است.

حجت‌الاسلام «سيد ابوالفتح دعوتی» محقق و پژوهشگر مسائل دينی در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) درباره فيلم «ابراهيم خليل الله(ع)» گفت: فيلم‌های تاريخی دينی بايد تا حد ممكن با واقعيت و آنچه در آيات قرآن و روايات اسلامی عنوان‌شده همخوان باشد و نمی‌توان با ساخت فيلم دينی تاريخ اسلام را تحريف كرد.

وی در ادامه افزود: پای‌بندی به قرآن و روايات در فيلم‌های قرآنی بايد شكلی كاملاً جدی داشته‌باشد و استفاده از واقعيات عنصر اصلی اين‌گونه آثار است، ولی متأسفانه در فيلم «ابراهيم خليل الله»(ع) اين اصول به شكل مستند رعايت نشد، برای نمونه می‌توان از بازيگر نقش «اسماعيل(ع)» در فيلم نام برد كه در اين بين مسئله‌ای كه برای بنده جای سؤال دارد اين است كه چگونه بازيگری با سنی بيش از سی سال در نقش اسماعيل(ع) بازی می‌كند كه به روايات مختلف يك نوجوان بوده و حتی در قرآن از او به عنوان «يابنی» (پسرك من) نام برده شده و استفاده از مردی جاافتاده در نقش نوجوان علاوه بر تحريف تاريخ نوعی حركت غيرحرفه‌ای در سينماست.

اين كارشناس مذهبی به شخصيت‌پردازی انبياء در آثار قرآنی اشاره كرد و گفت: در ساخت يك فيلم قرآنی و دينی شرط اول اين است كه شخصيتی از انبياء الهی ارائه ‌شود كه مخاطب جذب آن شخصيت شود، ولی در فيلم «ابراهيم خليل الله(ع)»، تصويری خشن از اين پيامبر الهی به تصوير كشيده شده، كه اين نوع پرداخت و نمايش از صحنه‌ای كه چاقويی را به طرزی نامناسب بر گلوی فرزندش می‌كشد، برای بينندگان كودك و نوجوان و همچنين جهانيان و ملت‌های ديگر نه تنها جذاب نيست بلكه نوعی بدآموزی و تخريب چهره اسلام و ايران است.

در ادامه اين گزارش با «محمدرضا ورزی» كارگردان فيلم ابراهيم (ع) درباره انتقادات مطرح شده به گفت‌وگو نشستيم وی در توضيح مسائل مطرح شده اظهار داشت: در آيات قرآن اشاره‌ای مستقيم به سن حضرت اسماعيل(ع) نشده و در روايات مختلف برای حضرت اسماعيل(ع) سه سن نقل شده، 5، 12 و 18 سال. من به عنوان فيلمساز و با توجه به شرايط ساخت اثر رده سنی مورد نظر خود 18سالگی را برای شخصيت «اسماعيل(ع)» در اثرم لحاظ كردم.

وی در ادامه افزود: اين مسئله كه يك جوان 18 ساله در 4000 سال پيش با زمان حاضر از لحاظ فيزيكی متفاوت بوده(درشت اندام‌تر بوده‌اند) از لحاظ علمی نيز ثابت شده و من به عنوان كارگردان درباره اين نوع پرداخت تنها نظر خود را ملاك قرار نداده‌ام، بلكه با يك گروه هشت نفره متشكل از روحانيون برجسته قم درباره تمام مضامين و نكته‌های اثر مشورت و همفكری كرده‌ام.

كارگردان فيلم «ابراهيم خليل الله(ع)» گفت: يكی ديگر از دلايلی كه من روايت 18 سالگی اسماعيل(ع) را انتخاب كردم اين بود كه به روايت قوم يهود فرزندی كه قربانی شد اسحاق 5 ساله بود و اين امر باعث شد كه انتخاب من 18 سالگی اسماعيل باشد تا هيچ شباهتی با نقل قول يهود وجود نداشته‌باشد.

«ورزی» به ديگر انتقاد وارد شده به اين فيلم اشاره كرد و گفت: برخی دوستان صحنه قربانی كردن اسماعيل(ع) را به نوعی با خشونت همراه دانستند، در صورتی‌كه در روند تحقيقاتم به اين موضوع برخوردم كه ابراهيم(ع) سه بار برای بريدن گلوی فرزند چاقوی خود را تيز می‌كند كه از نشان دادن اين صحنه پرهيز كردم، در ضمن مگر قربانی كردن اسماعيل(ع) فرمان پروردگار نبود و اگر اين يك دستور الهی است نبايد از نشان دادن صحنه‌های لازم پرهيز كنيم؛ زيرا تأثيرپذيری اثر از بين می‌رود برای نمونه می‌توان به صحنه شكنجه حضرت عيسی(ع) در فيلم «مصائب مسيح» اشاره كرد كه چطور به صورت ملموس شكنجه اين پيامبر الهی را «گيبسون» به تصوير كشيد و ديديم كه چگونه اين فيلم خشم صهيونيست‌ها را برانگيخت.

حجت‌الاسلام «هاشم هاشم‌زاده هريسی» ديگر كارشناس مذهبی نيز درباره مسائل مطرح شده اظهار داشت: در قرآن هيچ اشاره‌ای به سن حضرت اسماعيل نشده ولی آنچه كه مسلم است ابراهيم(ع) در كهن سالی صاحب فرزند شد پس نمی‌توان اسماعيل(ع) را يك انسان كامل از لحاظ جسمانی در نظر گرفت و تصور اين‌كه اسماعيل يك نوجوان كم سن‌تر از آنچه در اين فيلم نشان‌داده شده، بوده بيشتر محتمل است.

وی افزود: انتخاب كارگردان برای بازيگر اين نقش از لحاظ تطابق سن درست نبوده و شايد اين كارگردان بيشتر قصد نشان دادن فلسفه فداكاری اين پدر و پسر را داشته نه سن حضرت اسماعيل(ع).

اين كارشناس مذهبی درباره نحوه به تصويركشيدن صحنه قربانی كردن حضرت اسماعيل(ع) تصريح كرد: اين صحنه بايد با عطوفت بيشتر ساخته می‌شد زيرا در اين‌گونه آثار بهتر است كه چهره‌ايی كه از پيامبر اولو‌العزم نشان داده می‌شود از هرگونه خشونتی عاری باشد تا در اذهان مخاطبان مسلمان و اديان ديگر سؤ تعبير ايجاد نشود.

¤ نوشته شده در ساعت 09:42 توسط ارسلان | ارسال نظر - پيام هاي ديگران (0)

حضرت ابراهیم

حضرت ابراهیم

حضرت ابراهیم(ع)

ادوار نبوت:دوره ی سوم نبوت

لقب:خلیل ا...

معنای اسم:ابراهیم یا ابرام بزبان عبری به معنی پدر عالی است.

پدر:تارخ

مادر:ورقه

تاریخ ولادت:۳۳۲۳ سال بعد از هبوت آدم. 

مدت عمر:۱۷۵ سال

 بعثت:آن حضرت دربابل مبعوث شد.

محل دفن:در شهر خلیل الرحمان واقع در کشور فلسطین.

نسب:ابراهیم بن تارخ بن ناحور بن سروج بن رعوبن فالج بن عابربن شالخ بن ارفخشد بن سام بن نوح(ع).

تعداد فرزندان:بروایتی آن حضرت ۱۳ فرزند داشت. 

مختصری از زندگینامه:حضرت ابراهیم(ع)ازپیامبران اولواالعزم است. محل تولدش شهر(اور)در نزدیکی رودخانه ی فرات میباشد.آنحضرت در زمان سلطنت نی نیاس(نمرود ثانی) پسر سمیرا میس ملکه ی افسانه ای متولد شد ودر همانجا رشد نمود.چون آن حضرت بت ها را نکوهش می کردوآنها را در هم می شکست،در طول تاریخ به ابراهیم بت شکن مشهور شده است.حضرت ابراهیم نیز مانند دیگر پیامبران مردم را از بت پرستی منع وبه پرستش خدای یگانه دعوت می نمود،به همین جهت نمرود فرمان داد،او را به آتش اندازند،ولی آتش بر وی سرد شد وآنحضرت سالم ماند.تجدید بنای خانه کعبه بدست آنحضرت وفرزندش،اسماعیل که به ذبیح ا... معروف میباشد،صورت گرفته است.

فهرصت سوره هایی که نام ابراهیم در آن ذکر شده:بقره،آل عمران،نساء،انعام،توبه، هود، یوسف، ابراهیم، حجر، نحل، مریم ،انبیاء، حج ،شعراء، عنکبوت ،احزاب، صافات، ص، شوری، زخرف، ذارایات، نجم، حدید، ممتحنه، اعلی

¤ نوشته شده در ساعت 02:10 توسط ارسلان | ارسال نظر - پيام هاي ديگران (5)

منوی وبلاگ

درباره ما

آخرين پست ها

شاخه ها

لینک ها

نویسندگان

آمار

ديگر

©2006 - Powered by AftaBlog.com